تبليغاتX
نشریه اشوزرتشت
آتش سده روشن شد

به خشنودی اهورامزدا

شب آمد برافروخت آتش چو کوه
              همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
              سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
              بسی باد چون او دگر شهریار
 

سرما بیداد می کند و اهریمن در راه است.. موبد موبدان با ردایی سراسر سپید و با لاله‌ای روشن در دست، شعله‌ای در خرمن می‌اندازد و در چشم برهم زدنی شعله های آتش، یورش به اهريمن را براي شكست سرما و تاريكي، آغاز می کنند.. مردمان هلهله می‌کنند و موبدان اوستا می‌خوانند. جوانان از فراز آتش می‌پرند و به پایکوبی می پردازند.. آخرین غبار زمستان کاهلانه از تنِ زمین رخت برمی‌بندد و « سده» برای زمین، مژده ی بهار و سرسبزی را به ارمغان می آورد. در خاوران، خورشید ترانه ی بدرود سر می‌دهد و مردمان تا سپید زمستانی دیگر، فصل‌ها را دوره می‌کنند..
جشن سده یا جشن پیدایش آتش، يكي از بزرگترين جشنهای باستانی ایرانیان است كه هر ساله روز دهم بهمن ماه و درست هنگام غروب آفتاب و آغاز تاريكي در شهر‌هاي مختلف كشور از سوي زرتشتيان بر‌گزار مي‌شود. تا قبل از چیرگی صفویان بر ایران، نه تنها میان مردم، که در دستگاه‌های پادشاهی نیز برگزار می‌شده است. در دوران کهن، این جشن متعلق به همه ی ایرانیان بوده اما شوربختانه امروزه تنها زرتشتیان آن را برگزار می‌کنند. 
سده واژه ‌ايست پهلوي؛ و آن صدمین روز از زمستان بزرگ (100 روز پس از نخستین روز آبان) است. هزاران سال پیش هوشنگ شاه در پی رویدادی آتش را کشف کرد.
فردوسی بزرگ در شاهنامه روایت پیدایی سده را مرتبط با پیدایش آتش دانسته و چنین آورده است: هوشنگ، پادشاه پیشدادی روزی در دامنه کوه ماری «سیه رنگ و تیره تن و تیزتاز» دید، سنگی برگرفت و به سوی مار انداخت، مار فرار کرد و آن سنگ بر سنگ کوه خورد، جرقه‌ای زد و آتش پدیدار شد..
ابوریحان نیز می‌نویسد: «... و جمعی برآنند که این روز، عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را به دست آورد... و دسته‌ای هم گفته‌اند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون می‌آید. از این رو آتش می‌افروزند تا شر آن برطرف گردد.» 
دكتر بوذرجمهر مهر، سده را صدمين روز زمستان می نامد و با اشاره به اوستا، انواع آتش را چنین بر می شمرد: « آتش نخست، آتش معمولى است. همان كه روزانه براى گرم كردن استفاده مى شود. آتش دوم، آتش آسمانى است كه به صورت صاعقه و رعد و برق نمايان است.. سومى، آتش زندگى انسان است. اگر ريشه اين آتش در وجود انسان نباشد، او و حيوان و نبات همه به مرگ كشيده مى شوند. آتش آخر، آتش عشق است. آتش روحى و قلبى و فكرى. اين آتش، عشق به خداوند، عشق به پدر و مادر، عشق به راستى و حقيقت، عشق به فرزند و بالاخره عشق به مردم و ميهن است.»
 ايرانيان نخستین مردمانی بودند كه ارزش كاربرد و فايده ی آتش را شناختند و آن را پاس داشتند و از آن روزگار بود که دیگر مردمان ارزش آتش در زندگانی را شناختند.  آتش سده، آتش مهر و محبت است و با هم بودن و تلاش و كوشش براي ايران. آتش، نماد راستى است و پليدى را به خود نمى گيرد..
شعله هاي  فروزان آن نشانه ی دينداري و اميدواري است. بالا رفتن شعله هاي آتش، سمبل ميل انسان به سوي پروردگار است و گرما و روشني بخشي آتش، سمبل فايده براي انسان.. در این شب ستاره ی گرما به زمین می‌آید..

و اینک، گوشه هایی از آتش نیایش را با آتشِ جانمان می خوانیم:
«ستايش پاك تو را باشد، اى آتش پاك گهر، اى بزرگترين بخشوده اهورامزدا، اى فروزه اى كه در خور ستايشى. مى ستايم تو را كه در خانه من افروخته اى. برابر تو مى ايستم براى نيايش با همه آيين هاى دين، به دستى بَرسَم، به ديگر دست چوبى خوشبوى خشك كه زبانه اش روشن و سوزشش بپراكند بوى خوش را و تو اى سزاوار ستايش، بهره مندى از درخشندگى آن به هنگام سوختن و بوى خوش آن.
اى ايزد بزرگ همواره ما را درياب، ببخشايش به ما آنچه را كه كاميارى دهد، آنچه را كه رستگارى دهد و بهروزى و بهزيستى آورد، بهره مند كن ما را از بهترين زمين ها كه در آن خانه هاى پر آسايش برپا داريم و درياب روان ما را كه آرامش داشته باشد و راه پاكِ پارسايى را بسپَريم. ستايش، نيايش، ارمغان نيك، ارمغان دلخواه، ارمغان دوست داشتنى، نياز به تو اى آفريده اهورامزدا. فروزان باش در اين خانه، فروزان باش تا ديرزمان تا رستاخيز بزرگ. به من رامش و روزى و زندگى بسيار با رسايى كامل و خوش زبانى و دين آگاهى و پس از آن خردى بزرگ و پاينده و پس از آن دليرى مردانه و استوار و هوشيارى و وظيفه شناسى و بيدارى و فرزندان برومند و زيرك و نگهبان كشور و... ارزانى دار. اى داناى بى همتا (اهورامزدا) به فرياد من برس. كسى كه سپاس دار است از روشنايى و نور بهره مند باشد.»

جشن سده بر شما ايرانيان نژاده فرخنده باد.


 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 20:9 توسط ایراندخت |