تبليغاتX
نشریه اشوزرتشت

به خشنودی اهورامزدا

 

مهررخشا نکوترين چهر است

شب يلدا تولد مهر است

لفظ يلدا اگرچه سريانيست

شب مهرآفرين ايرانيست

 

شب مشکین فام (یلدا) هزاران گویه و واگویه دارد! یکی از آن هزاران را گفتن هم غنیمتی ست در این روزگارِ خودفراموشی و دیگردوستی!

شب چله.. شبِ بازار داغ قصه گویی و شاهنامه خوانی و فال حافظ.. شبی که به بلندای زلف معشوقه است.. شبی که برای دلسوختگان یک قرن میگذرد.. شبی که میتوان یک دیوان غزل با بیت های سوخته گفت!.. شب زنده داری ها و یادواره هایی که ما را به گذشته و نیاکانمان پیوند می دهند.

امشب اهریمن تمام نیروی خود را به کار می برد تا توانش را به رخ همگان بکشد؛ امشب اهریمن همه ی کوشش خود را برای به تیرگی و پلیدی کشاندن سرزمینمان به کار می برد.. اما سرانجام شب و تاریکی به پایان می رسد؛ روشنی بر تیرگی و مهر بر اهریمن چیره می شود و "خرم روز" (نخستین روز دیماه) برآمدن دوباره ی خورشید و روشنایی را بر همگان مژده می دهد؛ مژده برای روزهایی بلندتر و روشنتر.

امشب، شبِ آغاز آفرینش است؛ سرور زایش میترای آریاییست؛ او که ریشه در تاریخ جهان دارد.. صخره ای آبستن می شود و میترا از دل آن صخره زاده می شود؛ با خورشید پیمان می بندد و از طوفانی که جهان را به نابودی می کشاند، جلوگیری می کند و به جانوران و گیاهان، زندگی نوین می بخشد.. امشب میترا با پوشش سرخ خود از راه می رسد و اهریمن سیاهی را نابود می کند.

از جشن های شبانه ی ایرانیان تنها جشنی که به گونه ای سراسری برجای مانده، جشن شب چله است. ديگر جشن های شبانه کم و بیش از ميان رفته اند. جشن شب چله از آيين میتراییسم نیاکانمان برجای مانده؛ آيين ستایش مهر، ستایش نور. آيينی که پس از راهيابی به اروپا، در سنت ترسایی، شب تولد عيسی شد؛ بابا نوئل شد و به میان مردم رفت؛ ستاره شد و بر تارک  درخت کاج نشست..

باری؛ هزاران سال است که یلدا مهمان خانه های ماست. امشب ایرانیان در کنار یکدیگر و در کنار آتش مقدس، پیروزی نیکی بر بدی، داد بر ستم و روشنی بر تیرگی را به شادی می نشینند.

اندوهتان به کوتاهی امروز باد و شادیتان به بلندای امشب!

 

و اینک با هم گوشه هایی از مهر نیایش را می خوانیم:

«می ستاييم مهر را که آفريده اهورامزداست؛

برای خشنودی اهورامزدا می ستاييم او را با بهترين نمازها و ستايش بلند آوازگی و پيروزی باشد برای مهر ايزد ايزدی که مينوی است و داور روز پسين که بسيار شنوا و بيناست.

می ستايم مهر ايزد را و درود و ستايش می کنم ايزدی را که دارنده دشتهای فراخ است که چراگاههای سبزگون و گسترده اش بر گاهواره زمين آرامش بخش است و آسايش دهنده. ستايش پيشکش آن ايزدی که نگاهبان راست ترين گفتار است که نيکويی هايش از شمار فزون است. پيکرش برازنده و بلند استوار و بسيار تيز بين است که هميشه بيدار و بی خواب است. که چون نگينی زرين پيرامون کشور را فرا گرفته. که نگهبان پيمانهاست. که هماره همه جا هست؛ در درون کشور و بيرون کشور و فراز و فرود آن.

می ستايم مهر ايزد را و آن اهورای بزرگ بی همتا آفريننده آنرا می ستايم با آيين دين با شاخه های سبز برسم ـ ماه را و آن خورشيد را ستارگان را و مهر را که سرور همه کشورهاست. می ستاييم با همه جان آن ايزدی را که شکوهمند است؛ می ستايمش با آيين دين آن ايزدی را که دارنده دشتهای رسته فراخ است. که آسايش بخش و نگاهبان سرزمين ايران است.

می ستاييم مهر ايزد خوش پيکر نيرومند را که هيچ گاه به دام فريب پای نمی افکند. می ستايمش که ره آورد ما می سازد آن بهترين بخشش اهورايی را: آزادی و بهروزی و رهايی در داوری و تندرستی و پيروزی و پاکی و پارسايی. می ستايم آن ايزد فرازين پايگاه گرفته را با همه جان و نيرو. می ستايم آن نيرومند ترين و سود رسان ترين ايزد را با آيين های دين با سرودهای دل انگيز از جان خاسته که با بهترين گفتارهای آيينی به هم آميخته اين همه را برای ايزد مهر که دارنده دشت های فراخ است.و مزدا اهوراست که همه آگاهی از کردارهای راستين ستايشگرانه مردم دارد ـ و پاداش اهورايی از آن زنان و مردانی است که نگاهداری آيين دين شان و ستايش آنان برای مهر ايزد به راستی و درستی باشد.»

 

پاينده ايران- جاويد آيين بهی

 

با سپاس فراوان از کيوان گرامی برای مهر و ياری بی دريغش

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 2:7 توسط ایراندخت |