خدای بزرگ است اهورامزدا ، که این زمین را آفرید ، که آن آسمان را آفرید ، که انسان را آفرید ، که شادی را برای انسان آفرید.. مي ستاييم اين زمين را ، مي ستاييم آن آسمان ر ا ، مي ستاييم روانهاي جانوران سودمند را، مي ستاييم روانهاي مردان پيرو راستي را، مي ستاييم روانهاي زنان پيرو راستي را، در هر سرزميني كه زاده شده باشند، مردان و زناني كه براي پيروزي آيين راستي، كوشيده اند، مي كوشند و خواهند كوشيد...
در فرهنگ ایرانی همه روز های سال فرخنده است . همه روز های سال روز زن است . همه روز های سال روز مرد است . به دیگر سخن، همه روز های سال روز گرامیداشت فروزه های نیکوی انسانی است.
یکی از این جشن های فرخنده که نیاکان ما با شور و شوقی ویژه برپا می ساخته اند « سپندار جشن » یا « اسفندگان » بود. سپندار جشن یا جشن اسفندگان متعلق به فروزه پاک و جاوید « سپنتا آرمئیتی » یا « سپندارمز » یا « اسفند » می باشد . این جشن فرخنده در روز « اسفند » از ماه « اسفند » یا پنجمین روز از دوازدهمین ماه سال برگزار می شد. که امروزه بنا به دگرگونیهایی که در گاهشماری اوستایی صورت گرفته این جشن در 29 بهمن ماه برگزار می شود.
سپنتا آرمئیتی یکی از صفات یا فروزه های اهورامزداست و نماد ایمان ، فداکاری ، اندیشه رسا ، فروتنی ، بردباری ، وفاداری ، مهر و محبت و حامی زنان نیک و پارساست.
اسفندگان روز همه زنان ایرانی است . صرف نظر از این که بارور بشوند تا مادر بشوند یا بارور نشوند . پس اگر می بینیم که در فرهنگ ایرانی اصراری نیست تا این روز را « روز مادر » بنامند به این خاطر است که در فرهنگ ایرانی زن بودن یک ارزش است و بارور شدن و مادر بودن یک موهبت است و بس.
روزی است که نسخه اش را بیگانگان برای زن ایرانی ننوشته اند. ما باید بر خود ببالیم که هزاره ها پیش تر از ملل به اصطلاح متمدن امروزی نیاکانمان روزی را برای ارج نهادن به جایگاه زن در جامعه برگزیده اند.
امروز زنان ایرانی بر خود می بالند از این که در سرزمینی زندگی می کنند که شیر زنانی چون دغدو ، پوروچیستا ، روشنک ، پانته آ ، آرتمیس ، کاساندان ، پروشات ، ماندانا ، آتوسا ، شهرناز ، ارنواز ، فرانک ، سیندخت ، رودابه ، تهمینه ، گردآفرید ، فرنگیس ، منیژه ، بانو گشسب ، سمن ناز ، استر ، ویس ، کتایون ، همای ، پوراندخت ، آزرمیدخت ، گردویه ، شیرین ، خرمک ، رابعه قزداری ، زرین تاج ، قمر الملوک وزیری ، درة المعالی ، شهناز رشدیه ، سیمین بهبهانی ، سیمین دانشور ، پروین اعتصامی ، فروغ فرخزاد ، توران شهریاری ، پروانه اسکندری ، زیبا کاظمی و بسیاری دیگر از زنان نام آور و مبارز را در خود پرورانده است .
باشد که ادامه دهندگان راه آنها باشیم..
همازور سپندارمز امشاسپند مينوی مهر پاک و عشق مادری و دوستی جهان گستر و فروتنی و بردباری و سود رسانی و آبادانی زمين بر ايرانيان به ويژه بانوان دلسوز و فداکار اين سرزمين اهورايی خجسته باد..
به خشنودی اهورامزدا
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
سرما بیداد می کند و اهریمن در راه است.. موبد موبدان با ردایی سراسر سپید و با لالهای روشن در دست، شعلهای در خرمن میاندازد و در چشم برهم زدنی شعله های آتش، یورش به اهريمن را براي شكست سرما و تاريكي، آغاز می کنند.. مردمان هلهله میکنند و موبدان اوستا میخوانند. جوانان از فراز آتش میپرند و به پایکوبی می پردازند.. آخرین غبار زمستان کاهلانه از تنِ زمین رخت برمیبندد و « سده» برای زمین، مژده ی بهار و سرسبزی را به ارمغان می آورد. در خاوران، خورشید ترانه ی بدرود سر میدهد و مردمان تا سپید زمستانی دیگر، فصلها را دوره میکنند..
جشن سده یا جشن پیدایش آتش، يكي از بزرگترين جشنهای باستانی ایرانیان است كه هر ساله روز دهم بهمن ماه و درست هنگام غروب آفتاب و آغاز تاريكي در شهرهاي مختلف كشور از سوي زرتشتيان برگزار ميشود. تا قبل از چیرگی صفویان بر ایران، نه تنها میان مردم، که در دستگاههای پادشاهی نیز برگزار میشده است. در دوران کهن، این جشن متعلق به همه ی ایرانیان بوده اما شوربختانه امروزه تنها زرتشتیان آن را برگزار میکنند.
سده واژه ايست پهلوي؛ و آن صدمین روز از زمستان بزرگ (100 روز پس از نخستین روز آبان) است. هزاران سال پیش هوشنگ شاه در پی رویدادی آتش را کشف کرد.
فردوسی بزرگ در شاهنامه روایت پیدایی سده را مرتبط با پیدایش آتش دانسته و چنین آورده است: هوشنگ، پادشاه پیشدادی روزی در دامنه کوه ماری «سیه رنگ و تیره تن و تیزتاز» دید، سنگی برگرفت و به سوی مار انداخت، مار فرار کرد و آن سنگ بر سنگ کوه خورد، جرقهای زد و آتش پدیدار شد..
ابوریحان نیز مینویسد: «... و جمعی برآنند که این روز، عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را به دست آورد... و دستهای هم گفتهاند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون میآید. از این رو آتش میافروزند تا شر آن برطرف گردد.»
دكتر بوذرجمهر مهر، سده را صدمين روز زمستان می نامد و با اشاره به اوستا، انواع آتش را چنین بر می شمرد: « آتش نخست، آتش معمولى است. همان كه روزانه براى گرم كردن استفاده مى شود. آتش دوم، آتش آسمانى است كه به صورت صاعقه و رعد و برق نمايان است.. سومى، آتش زندگى انسان است. اگر ريشه اين آتش در وجود انسان نباشد، او و حيوان و نبات همه به مرگ كشيده مى شوند. آتش آخر، آتش عشق است. آتش روحى و قلبى و فكرى. اين آتش، عشق به خداوند، عشق به پدر و مادر، عشق به راستى و حقيقت، عشق به فرزند و بالاخره عشق به مردم و ميهن است.»
ايرانيان نخستین مردمانی بودند كه ارزش كاربرد و فايده ی آتش را شناختند و آن را پاس داشتند و از آن روزگار بود که دیگر مردمان ارزش آتش در زندگانی را شناختند. آتش سده، آتش مهر و محبت است و با هم بودن و تلاش و كوشش براي ايران. آتش، نماد راستى است و پليدى را به خود نمى گيرد..
شعله هاي فروزان آن نشانه ی دينداري و اميدواري است. بالا رفتن شعله هاي آتش، سمبل ميل انسان به سوي پروردگار است و گرما و روشني بخشي آتش، سمبل فايده براي انسان.. در این شب ستاره ی گرما به زمین میآید..
و اینک، گوشه هایی از آتش نیایش را با آتشِ جانمان می خوانیم:
«ستايش پاك تو را باشد، اى آتش پاك گهر، اى بزرگترين بخشوده اهورامزدا، اى فروزه اى كه در خور ستايشى. مى ستايم تو را كه در خانه من افروخته اى. برابر تو مى ايستم براى نيايش با همه آيين هاى دين، به دستى بَرسَم، به ديگر دست چوبى خوشبوى خشك كه زبانه اش روشن و سوزشش بپراكند بوى خوش را و تو اى سزاوار ستايش، بهره مندى از درخشندگى آن به هنگام سوختن و بوى خوش آن.
اى ايزد بزرگ همواره ما را درياب، ببخشايش به ما آنچه را كه كاميارى دهد، آنچه را كه رستگارى دهد و بهروزى و بهزيستى آورد، بهره مند كن ما را از بهترين زمين ها كه در آن خانه هاى پر آسايش برپا داريم و درياب روان ما را كه آرامش داشته باشد و راه پاكِ پارسايى را بسپَريم. ستايش، نيايش، ارمغان نيك، ارمغان دلخواه، ارمغان دوست داشتنى، نياز به تو اى آفريده اهورامزدا. فروزان باش در اين خانه، فروزان باش تا ديرزمان تا رستاخيز بزرگ. به من رامش و روزى و زندگى بسيار با رسايى كامل و خوش زبانى و دين آگاهى و پس از آن خردى بزرگ و پاينده و پس از آن دليرى مردانه و استوار و هوشيارى و وظيفه شناسى و بيدارى و فرزندان برومند و زيرك و نگهبان كشور و... ارزانى دار. اى داناى بى همتا (اهورامزدا) به فرياد من برس. كسى كه سپاس دار است از روشنايى و نور بهره مند باشد.»
جشن سده بر شما ايرانيان نژاده فرخنده باد.