تبليغاتX
نشریه اشوزرتشت
بهمن روزى براى حيوانات سودمند و انديشه هاى نيك

به خشنودی اهورامزدا

اينچنين مى ستاييم ... روان هاى چهارپايان را كه مايه ی زندگى ما هستند كه ما براى آنهاييم و آنها براى مايند. روان هاى جانوران سودمند دشتى را مى ستاييم..  آب هاى روان و مرغ پران را مى ستاييم ... همه جانوران آبى و زمينى و پرنده و رونده و چرنده را مى ستاييم. خواستار ستايشم روان جانوران آبزى، جانوران زمينى، پرندگان، جانوران دشتى و چرندگان را . (گاتها - هات ۳۹ ،  ۴۹ ، ۷۱) 

  دكتر فرهنگ مهر در كتاب « فلسفه زرتشت» به شش فروزه بزرگ اهورامزدا در گات ها اشاره مى كند كه به صورت گروهى« امشاسپنتا» نام دارد و فرشته هاى پاسداران محيط زيست و آدميان نام گرفته اند و هر يك پشتيبان يكى از عناصر و يا موجودات طبيعى و حامى چيزهاى متعلق به آدمى شده اند.
اولين فرشته « وهومن» يا بهمن، فرشته ی پاسدار حيوانات و نگهدارنده ی « سلامت انديشه» در آدمى است. بهمن به معنى انديشه نيك است و هماورد و دشمن او اكومن يا اكمن ديو، يعنى انديشه ی ناپاك است.  بهمن، راست كردارانِ پرهيزگار را به بهشت مى پذيرد. بهمن است كه زرتشت را به هنگام زادن نگهبانى مى كند و از آسيب ديوان رهايى مى بخشد. او پشتيبان حيوانات سودمند در جهان است و با ايشان نيز سروكار دارد.
چون بهمن پاسبانى چارپايان سودمند در دنیای جسمانى را به عهده دارد، در جشن بهمنگان يا بهمنجه از كشتار جانوران و خوردن گوشت آنان خوددارى مى شود. در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نشانه هاى زيادى در خصوص حيوانات و فلسفه خلقت آن بيان شده است. رعايت حقوق حيوانات تا قرن ها چنان در ميان مردم اين سرزمين ريشه دوانده بود كه جزيى جدانشدنى از فرهنگ ایرانی به حساب مى آمد و مردم در همه مراسم و آیين ها به نوعى پايبندى خود را به اين فرهنگ پيشتاز نشان مى دادند و در نهادينه شدن آن كوشا بودند و به هر بهانه و به هر مناسبت، در هر جشن و آیينى، مهر و وابستگی خود را به اين باورها بروز مى دادند.

ایرانیان، در روزهاى بهمن ، ماه ، گوش و رام از هر ماه، كه روزهاى « نَبُر» ناميده مى شوند، از كشتار و بريدن سر حيوانات و نيز مصرف گوشت آنها خوددارى مى كردند؛ با اين حال روز بهمن از جايگاه برجسته ترى برخوردار بود. در بهمن روز از ماه بهمن، ايرانيان بيش از هر روز ديگر به رعايت حقوق حيوانات و عدم كشتار آنها توجه نشان داده و به جای گوشت، مراسم پختن آش و مصرف غذاهاى گياهى همچون نان و پنير و سبزى، نوشيدن شير و شربت هاى گياهى بسيار رايج و معمول بوده و در خانه بزرگان و بسيارى از خانواده ها ديگ آشى آماده و جشنی برپا بوده است.

يكى ديگر از مراسم اين روز پوشيدن لباس سفيد بود. پوشندگان لباس سفيد در حقيقت با اين عمل نمادین بيزارى خود را از هرگونه ناپاكى و پليدى، خونريزى، كشتار و آزار حيوانات نشان داده و با دسته هاى گل سفيد به ديدار يكديگر مى رفتند.  نشان ويژه ی اين روز « خروس» بود چون باور داشتند كه از ميان حيوانات اين خروس است كه همانند سروش با بانگ هوشيارى دهنده و بيداركننده ی خود نويدبخش روزى روشن، با انديشه اى روشن و سپيد بوده و آنان را به سپيدى، روشنى و پاكى در انديشه و کردار و بيزارى از خونريزى و كشتار حيوانات و پايمال نكردن حقوق آنها فرامى خواند.

 ايرانيان زرتشتى در ميان ملل مختلف از پيشگامان و بنيانگذاران قوانين و دستورات مربوط به حقوق حيوانات حتى گياهان بوده اند و برخلاف آنچه كه تاريخ نگاران و نظريه پردازان غربى و حتى گاه خودى در ترويج آن مى كوشند، ايرانيان قرن ها زودتر از آنها در اين قوانين و دستورات ريشه دار به مسائل مربوط به حيوانات و محيط زيست آنها توجه كرده و همه ويژگى ها و حقوق آنها را به رسميت شناخته اند.

با توجه به پيشينه تاريخى اين روز انجمن حمايت از حيوانات ايران، روز ۲۶ دى ماه را به عنوان روز حمايت از حيوانات اعلام كرده و از سال ۷۹ چند بار پيشنهاد ثبت اين روز به عنوان روز حمايت از حيوانات در تقويم رسمى كشور را به شوراى فرهنگ عمومى ارائه داده، اما هیچ گاه به آن ترتيب اثر داده نشده است. با اين حال حاميان حيوانات در اين روز خود گردهم جمع مى شوند و برنامه هاى خاصى را در جهت حمايت از حقوق حيوانات به اجرا مى گذارند.

 

بهمنگان بر شما ايرانيان نژاده فرخنده باد .

+ نوشته شده در دوشنبه 26 دی1384ساعت 14:58 توسط ایراندخت |

برای درگذشت پیام آور نیکیها

  به خشنودی اهورامزدا

 

    گفتـا کـه:

       راستـی هسـت

             و

                دروغ هـم

   امـا

        تـو بـرگـزين

         شـاهيـن راستـی را

              از  نـا کـس دروغ

   گـرچـه

      درون بـاغ تـو

           ايـن هـر دو سـاکنـان.

 

اندوهی به سنگینی البرز بر دلم نشسته؛ می خواهم همچون دیگر شبهای دلتنگی با کاغذی سپید قسمتش کنم، اما گویا چشمه ی اندیشه ام نیز خشکیده ..  بی اختیار به سیمایش خیره می شوم؛ آرامش اهورایی چهره اش مرا در خود فرو می برد؛ دمی چشمانم را می بندم و این پیام را می شنوم که می گوید:

« به کدام زمین روی آورم؟ به کجا بروم؟ مرا از خویشاوندان و دوستان دور می دارند. نه از مردم ِ آبادی ای که من با آنانم خوشی می بینم و نه از شهریاران ِ دروغکار. پس چگونه می توانم تو را، ای خدای دانا، خشنود سازم؟ می دانم ای خدای دانا که ناتوانم؛ داراییم اندک است و یارانم کم. به تو روی می کنم؛ خدایا نگاهی.. من آن مهربانی را می خواهم که دلداری به دلداده ی خود می کند. مرا به راستی و سرمایه ی منش ِ نیک راه بنما. »

دلم می لرزد.. چشمانم را می گشایم و به دیدگان اشوزرتشت می نگرم.. نگاهش چه اندوهگین است! گویا رنجیده و دل نگران است؛ نگران مردمان ایران ویچ. آخر گفته بود :

همواره در جهان راه راستی را برگزینید؛ خرد خود را بیدار کنید و خود را از بندگی و پیروی کورکورانه رها سازید. بنیاد خانه و آبادی و شهر و کشور و همبستگی جهانی را استوار کنید؛ جنگ افزار را فرو نهید؛ دیگران را دربند نکشید؛ دروغ و آز را کنار گذاشته و به راستی روی آورید؛ جانوران را قربانی نکنید؛ بنیان هستی را بر هم نزنید؛ خدای دانا و هستی بخش را بستایید و...

با واگویه ی گفته هایش در اندیشه فرو می روم. پیام او تا همیشه در گیتی جاودانه است و فروغ مهرش در دلها؛ لیک، بر ما چه رفته است؟! با میهنمان چه کرده ایم؟!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 5 دی1384ساعت 2:32 توسط ایراندخت |